کمی هم آن طرف تر..........!!!!!

یارانه 22 هزار نفر در جیب یک فوتبالیست !
 
تیم‌های کهکشانی که قرار است فصل آینده شاید با یک عنوان قهرمانی دل هواداران خود را شاد کنند، برای هر بازیکن خود پولی معادل با یارانه 22 هزار ایرانی را مصرف می‌کنند.

 صحبت از قانون سقف قرارداد در فوتبال بیش از اینکه یک دغدغه باشد، یک عادت است و تقریبا برای همه حتی مردم کوچه و خیابان نیز دور زدن این قانون توسط باشگاه ها و دریافت مبالغ میلیاردی بازیکنان به یک امر طبیعی تبدیل شده است.


حتی مصاحبه های کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال؛ آیت اللهی، نایب رئیس فدراسیون و حتی رئیس کمیته انضباطی مبنی بر برخورد با متخلفین بیش از اینکه رنگ و بوی جدیت و پیگیری داشته باشد، مانند یک طنز است که لبخندی تلخ بر لب ها می نشاند.


مربیان میلیاردی، بازیکنان میلیاردی، سفر های میلیونی، ویلا در ایران و دبی و ماشین های گران قیمت جزئی از فوتبال شده و این ورزش به یک راه برای یک شبه پولدار شدن تبدیل شده است.

 
فصل نقل و انتقالات که می رسد بازار دلال ها گرم است و بازیکنان بیش از اینکه به تیمی که می روند عرق داشته باشند، به صفرهای قراردادها نگاه می کنند و اگر صفرها راضی کننده نبود، تیم های قطری گزینه های مناسبی هستند.


البته مدیران باشگاه ها نیز خیلی خوب می دانند که چگونه بازیکنان را راضی کنند و به روش های چون ارائه سند آپارتمان و یا کلید خودرو به بازیکنان، شرایط مورد نظر آنها را فراهم می کنند.

چند وقت اخیر اعلام شد که باشگاه پرسپولیس به بازیکنانی که به تازگی جذب کرده، به عنوان بخشی از قراردادشان، خوردو که شایعه شده بنز بوده، اهدا کرده است و به ظن خود یک تیم کهکشانی برای لیگ دوازدهم بسته است.

این روز ها هم صحبت از آمدن متسو مطرح می شود که او هم احتمالا چیزی از سقف قرارداد نمی داند و مسئولین باشگاه هم زیاد راغب به مطرح کردن این موضوع نیستند.


 

روی صحبت ما فقط باشگاه پرسپولیس نیست؛ چرا که اکثر باشگاه ها سابقه درخشانی در زیر پا گذاشتن قانون سقف قرارداد دارند؛ برای مثال استقلال فصل گذشته برای ساختن تیم کهکشانی خود پول خوبی خرج کرد و بازیکنانی چند صد میلیونی را در اختیار گرفت.

 اما آیا مسئولین ورزش کشور و فدراسیون فوتبال خبر دارند که قرارداد یک بازیکن میلیاردی معادل یارانه چند ایرانی در کشور است؟

آیا بازیکنانی که خود را از نظر دریافت پول با بازیکنان رئال مادرید و بارسلونا مقایسه می کنند، می دانند که حقوق خود را از بیت المال دریافت می کنند؟

آیا از نظر تکنیک هم خود را در حد بازیکنان لیگ های اسپانیا می دانند؟ 

شاید بسیاری از بازیکنان ملی پوش یا سطح بالای کشور این مبالغ را حق خود بدانند، اما با توجه به خصوصی نبودن اکثر باشگاه ها می توان گفت پولی که صرف دستمزد این اشخاص می شود از صندوق ذخیره ملی یا همان بیت المال است!!

 

    حتی بسیاری از بازیکنانی که از نظر سطح فنی ارزش دریافت این مبلغ سقف قرارداد را ندارند نیز از باشگاه ها مقدار سقف را به عنوان حداقل دستمزد خود مطالبه می کنند و با کمتر از آن حاضر به بازی نمی شوند! در واقع این طور استنباط می شود که آنها یا سقف قرارداد را به مفهوم کف قرارداد گرفته اند یا اصلا معنی سقف را متوجه نمی شوند.

 مدیران ما هیچگاه فکر کرده اند که در قبال این هزینه ها و شاید اصراف ها در مقابل مردم مسئول هستند و باید برای هر ریال آن پاسخگوی مردم باشند؟ آیا جز این است که باشگاه های دولتی از بودجه دولت و مردم استفاده می کنند.

مدیرانی که امروز تنها به حفظ جایگاه خود در تیم ها می اندیشند و سعی دارند تا با جذب بازیکنان گران قیمت سکوهای استادیوم ها را به نفع خود حفظ کنند، آیا پس از ناکامی در پایان فصل جوابگوی حیف و میل شدن این پول ها هستند.

 تیم کهکشانی که قرار است فصل آینده شاید با یک عنوان قهرمانی دل هواداران خود را شاد کند و با این بهانه شیره جان بیت المال را می مکد، برای هر بازیکن خود پولی معادل با یارانه 22 هزار ایرانی را مصرف می کند.

 

زمانی که از رسانه ملی ما صحنه هایی از مدارس کپری پخش می شود و دانش آموزانی را می بینیم که در سرما و گرما، زیر بارش باران و برف و تابش خورشید بدون داشتن حتی یک سقف درس می خوانند این سوال مطرح می شود که پولی که یک فوتبالیست می گیرد معادل با ساختن چند مدرسه برای دانش آموزانی از این دست است؟

 حالا می توان اعتراف کرد که ارزش این یک میلیارد و تاثیر آن بر زندگی بسیاری از مردم بسیار بالاتر از یک میلیارد است؛ چرا که در هر گوشه از این کشور با آن کارهای زیادی در جهت رفاه مردم نیازمند می توان انجام داد و شاید با این پول بتوان آب آشامیدنی سالم که حداقل خواسته یک روستا در نقطه ای دورافتاده است را برآورده کرد تا مردم آن روستا برای حمل و نقل آب مصرفی خود متحمل زحمت بسیار نشوند.

 جوان بیست و چند ساله ای باید برای ۳۰۰ روز نزدیک یک میلیارد یعنی روزی حدود 3 میلیون تومان پول بگیرد و کارگر، معلم و استاد دانشگاه باید ماهی نهایتا۵۰۰ تا۷۰۰ هزار تومان دریافت کنند؛ یعنی اگر معلمی ماهی به فرض محال یک میلیون بگیرد باید حدود 83 سال کار کند تا بشود حقوق یکسال آقای فوتبالیست.

 شاید ساخت یک زمین فوتبال خاکی در نقطه ای دور افتاده از کشور با هزینه ای بسیار کمتر، بهره ای بیشتر برای ورزش کشور داشته باشد و در همین زمین بازیکنانی ساخته شوند که به دل فوتبال تزریق شوند تا مدیران آینده ما برای جبرای نقص های خود یعنی عدم توجه به تیم های پایه و عدم استعداد یابی، برای جذب بازیکن و پیشی گرفتن از تیم رقیب افزایش صفرهای قراردادها را به عنوان تنها راه حل برای داشتن تیمی موفق انتخاب نکنند.
شما قضاوت کنید....
 
لطفا با نظرات خود همراه همیشگی ما باشید....