خودکار بیک چطور به ایران آمد+عکس های جالب

نزدیک مهر که می شویم حال و هوای مدرسه به سر همه می زند، چه دانش آموزهای امروز و چه دانش آموزان سالهای دور.

در ایران کمتر دانش آموز، دانشجو، کارمندی است که یک بار خودکاربیک دستش نگرفته باشد. اهالی قلم حد اقل یک بار هم که شده بیک را امتحان کرده اند.

شاید این روزها با تنوعی که در بازار نوشت افزار به وجود آمده این خودکار کمتر مورد استفاده قرار گیرد ولی هنوز هم تقریبا همه ایرانیان با آن آشنایی کامل دارند. اما بیک چگونه بیک شد؟!

 

خودکار آشنای دانش آموزان ایرانی

بیک اصالتا یک برند انگلیسی است. در سال 1945 بعد از جنگ جهانی دوم "مارسل بیچ" و "ادوارد بافارد" در "سلیچی" در حومه شهر پاریس یک موسسه تجاری خودکار و مداد به نام PPA بر پا کردند.
از سوی دیگر بیچ در سوییس در بخش برش و شکل دهی فلزات سرمایه گذاری کرده بود و  در آنجا از فلزات، انواع خودنویس ها ساخته می شد. بیچ که در زمان جنگ جهانی دوم از کارخانه خودکار سازی «لاسزلوبیرو» دیدن کرده بود تصمیم گرفت تولید خودنویس را به خودکار که راحت تر و در دسترس تر بود و هزینه کمتری نیز در بر داشت تبدیل کند و آن را به تولید انبوه برساند.

موسس بیک در انگلیس

 

بنابراین در سال 1949 گروه طراحان «رکولتاج پلاستیک» در موسسه تجاری PPA  طرح اولیه خودکار بیک را ارائه دادند.  بیچ نیز نام خانوادگی خود را که Bich بود کوتاه کرد و از آن Bic  را برگرفت و بر کارخانه خود گذاشت.

همچنین نام موسسه PPA را نیز به بیک تغییر داد و به این ترتیب از سال 1950 تولید خودکار بیک آغاز شد و به دلیل دوران جنگ، ابتدا این خودکار را خودکار اتمی نامیدند. در سال 1959 خودکار بیک توسط آقای بیچ به آمریکا صادر شد.

 

"مارسل بیچ" از نمایی دیگر

 

قیمت پایین و روان بودن این خودکارها برای نوشتن مورد توجه عام مردم قرار گرفت.بنابراین در سال 1965 وزارت آموزش فرانسه اجازه داد تا دانش آموزان که تا آن زمان با خودنویس تکالیف شان را می نوشتند با خودکار بیک تکالیف خود را بنویسند. به این ترنیب خودکار بیک میان دانش آموزان به عنوان یک وسیله نوشتاری اصلی شناخته و به سراسر جهان صادر شد.

خودکار بیک را رفوگران ها به ایران آوردند

رفوگران موسس بیک در ایران


خانواده رفوگران که سال‌ها در تجارت نوشت افزار و خودکار مشغول بودند به تاسیس کارخانه تولید خودکار بیک در سال 1342 اقدام نمودند.

هنگامی که علی‌اکبر پیشنهاد تاسیس کارخانه را به پدرش داد، میرزا علی به پسرش گفت می‌ترسم این زیاده‌خواهی تو خشم خدا را برانگیزد وی نگاه درویش گونه‌ای به زندگی داشت، به علاوه پروژه تولید و کارخانه‌داری در ذهنیت او کاملا مساله‌ای تاریک بود.


اما علی اکبر دست از آرزوهایش برنداشت و با پشتکار فراوان سرانجام علی‌اکبر رفوگران پدرش را قانع نمود تا با تاسیس کارخانه بیک در ایران موافقت نماید.

علی اکبر در پاریس به دیدار بیک، موسس و رییس کارخانه بیک رفت.

بیک بدون مقدمه گفت: آقای رفوگران چه کاری می‌توانم برایتان بکنم؟

او که از قبل برای این لحظه خود را آماده کرده بود، گفت: «آقای بیک، یک ماشین تزریق پلاستیک از آنها که اضافه دارید به اضافه یک قالب خودکار دسته دوم به من بفروشید و پولش را همین الان بردارید، من می‌برم تهران اگر توانستم تولید را به سطحی برسانم که مورد رضایت شما باشد، اجازه تولید خودکار بیک در ایران را به من بدهید، اگر نتوانستم ماشین تزریق را نگه می‌دارم و قالب را به شما برمی‌گردانم تا سر فرصت به هر کس خواستید بفروشید و بعدا پولش را به من بدهید.»


بیک لبخندی زد و گفت این پشتکار را به شما تبریک می‌گویم.

پس از موافقت پدر در تاسیس کارخانه، قالب بدنه خودکار از میلان ایتالیا و ماشین تزریق پلاستیک متناسب با ظرفیت آن قالب از نورنبرگ آلمان خریداری شد بدنه برای نصب به آلمان فرستاده شد.

علی‌اکبر رفوگران به مدت یک هفته در مراحل انجام کار در کارخانه آلمانی حاضر بود تا از نحوه کارکرد دستگاه اطلاع پیدا کند تا حین کار در ایران در صورت مشکل فنی قادر به رفع مشکل باشد.

وقتی به ایران برگشت، شرکت صنعتی «قلم خودکار» را تشکیل داد، به این ترتیب که پدر 34‌درصد، برادر بزرگ (حاج‌عباس) 33درصد و علی‌اکبر رفوگران 33 درصد سهام داشتند.

در سال 1342 افراد تحصیلکرده فنی بسیار کم بودند. دستگاه تزریق پلاستیک که امروزه از ساده‌ترین دستگاه‌ها در فرآیند تولید است، آن روزها برایشان بسیار پیچیده بود. بخشی از تولیدات خود را به فرانسه فرستادند. شرکت بیک از کیفیت محصول اظهار رضایت نمود.

 

وداع با خودکار بیک

بعد از پیروزی انقلاب اتفاقات تلخی برای کارخانه‌ای که رفوگران سنگ بنایش را گذاشته بود رخ داد. وی حس پدری را که فرزندش را از دست داده باشد، داشت. آن روزها خودکار بیک حرف اول را در ایران می‌زد؛ اما بعدها خودکار خارجی جای تولید ملی را گرفته و کارخانه بیک با تولید کمی مشغول فعالیت بود. اما دوام نیاورد و از روزهای اوجش فاصله گرفت.