نوفرست روستای من....

سلام ،دوست عزیزی در سایت نوفرست روستای من که مدیر محترم سایت آقا داود نوفرستی (صادقپور) هستند با نام (یکی از اهالی )درخواست توضیحاتی پیرامون شرکت تعاونی کرده اند که جا دارد ازایشان تشکر کنم چرا که هروقت تصمیم داشتم دراین خصوص صحبت نمایم از اینکه حمل بر خود ستایی نباشد منصرف شده ام اما اکنون که این عزیز خواستار هستند، شمه ای از عملکردم را درشرکت بعرض میرسانم،دوست عزیز اولا" درخصوص تعاونی که ذکر فرموده بودید به این معنی نیست که اجناس باید به قیمت باصطلاح تعاونی باشد کلمه تعاونی یک مقوله ای کاملا" متفاوت از این حرفهاست و اینکه گفته بودید اجناس باید به قیمت درب کارخانه باشد با اصول بازرگانی جور در نمی آیدچه ارگانی یا سازمانی و یا شرکتی  سراغ دارید که کالائی را از کارخانه خریداری نموده و  کرایه حمل پرداخت نماید تا کالارا از مبدا’ به مقصد برساند هزینه های آب و برق و تلفن و دستمزد فروشنده پرداخت نماید بعد هم قیمت را به نرخ خرید کارخانه بفروشد ، فکر نمی کنم معنی تعاونی این باشد.البته کالاهایی که به نام تعاونی مطرح شده در واقع همان کالاهای کوپنی بوده که بایستی کالا برگ از سوی دولت اعلام و کالاها به شرکتها تحویل تا توزیع گردد که فعلا" کالای کوپنی لغو نگردیده ولی امسال هنوز کالابرگی اعلام نکرده اند به محض اعلام توزیع میگردد. و اضافه نمایم که وام قرض الحسنه هم فعلا" واگذار نگردیده است.

در خصوص سرمایه اعضا’ و مردم نوفرست عرض کنم که اولا" همه مردم نوفرست عضو شرکت تعاونی نیستند و اصلی ترین وظیفه شرکت خدمت رسانی به اعضا’ می باشد پس اگر ما نرخ درب کارخانه را مد نظر قرار دهیم فقط کسانیکه عضو نیستند و خرید می کنند سود کرده اند و اعضا باید زیان کنند.ولازم است بگویم سرمایه کل مردم نوفرست حدود دومیلیون تومان بیش نیست و فقط همان یخچال و فریزر موجود در فروشگاه بیش از این مبلغ می باشد ضمن اینکه در بدو شروع کارم بعلت عدم نقدینگی از همین اطرافیانم که بعضی ها آنها را مورد بی مهری خود قرار داه اند از آنها کمک گرفته ام و به حساب شرکت واریز نموده تا توانسته ام با سرمایه آنها فروشگاهها ی روستا هارا فعال    نمایم،اگر فراموش نکرده باشید در گذشته نه چندان دور وضعیت فروشگاه نوفرست را بیاد بیاورید که یک نفر از روستای چاج مسئول هردو فروشگاه نوفرست و چاج بود و هیچ کدام حتی امکانات اولیه امروزی را نداشتند ولی همین الان فروشگاههای شرکت اکثر آنها در روستاها مانند نوفرست فعال و مجهز به یخچال و فریزر و حتی کولر هم هستند.البته اول عرض کردم هرچی صحبت کنم باید از عملکرد خودم بگویم که این شاید برای بعضیها خوشایند نباشد منجمله خودم هم ناراضیم ولی درخصوص وضعیت عملکرد خودم در طول یکسال اول دوست گرامی عرض کنم که شرکت مدت سه سال پیاپی زیان ده بود و بنده هم مدیر ی در کاخانجات لوله و پروفیل بودم و قرار بود شرکت از نوفرست تغییر مکان داده شود یا بایک شرکت دیگر ادغام گردد بدلیل زیان متوالی، لذا بعضی از بزرگان نوفرست به بنده مراجعه و خلاصه عرض کنم مرا متقاید کردند از آنجا استعفا بدهم و در نهایت شرکت را تحویل گرفتم و به لطف خداوند متعال که همیشه مرا مورد لطف قرارداه در طول زندگیم و شرمنده ام که تابحال نتوانستم  شکر ابنهمه نعمت و محبتهای خداوندی را بجای آورم و پس از یکسال مالی که شرکت مورد حسابرسی از سوی اداره مربوطه گردید و شرکت سود ده قلمداد شد و جلو زیان گرفته ودر پایان این شرکت بعنوان شرکت نمونه و بنده بعنوان مدیر عامل نمونه معرفی و به دریافت لوح تقدیر و هدایایی نائل گردیدم که همه اینها را مدیون الطاف خداوندی و کمک همکارانم در شرکت و همکاری مردم خوب نوفرست و سایر روستاها میدانم.البته شایسته است که بگویم زیان پی در پی شرکت اشکال مدیر عامل قبلی نبوده بلکه چون درامد قبلی بخش زیادی از آن به دلیل فروش کالاهای کوپنی بوده که به محض اینکه این نوع کالاها کمتر توزیع می شد از طرف دولت لذا باعث زیان شرکتها شده است.

و در خصوص اینکه در سایت اقا داود یا همان (نوفرست روستای من) عنوان فرموده بودید که اقای ق.. باید بیاید توضیح دهد فقط یک مورد را توضیح می دهم و آن اینکه  بنده در طول یکسال فقط مبلغ چهارمیلیون و پانصد هزار تومان حقوقم را به شرکت برگشت دادم و فکر نمی کنم کسی از این موضوع مطلع باشد چرا که خودم به همکارانم در شرکت گفتم دوست ندارم کسی از این موضوع مطلع شود البته پس از مدتها هیا’ت مدیره محترم شرکت متوجه گردیدند.

لازم بذکراست که بدانید بنده تا زمانی که در شرکت انجام وظیفه میکردم پولی بابت پاداش و عیدی و نمدانم حق لباس و بن و..دریافت ننمودم و خودم را معاف ازاین مسائل کردم.

ضمنا" الان هم مدت حدود هفت ماه است که بصورت افتخاری کار می کنم و هیچگونه وجهی دریافت نمیکنم و از شرکت هم استعفا داده ام ولی از هیچ کمکی برای شرکت و مردم دریغ نمی کنم و نخواهم کرد و عملکردم ظوری هست و یا دوست دارم طوری باشد که دوستان احساس نکنند من از شرکت رفته ام.

البته اگر بازم دوست دارید از کارهایی که در مدیریت جدیدم انجام داده ام براتون بگم اشکال نداره ولی فکر کنم  بعضیها با این صحبتهایی که کردم زیاد خوشحال نیستند چون دنبال واقعیت نمی گردند ولی دوست گرامی باز هم ازشما تشکر میکنم که لا اقل پیگیر این موضوعات هستید و به شما و همه دوستان و هم ولایتیهایم حق می دهم که جویای حقایق و مسائل روستا یمان باشید و وظیفه ماست که همه چیز را بصورت کاملا" شفاف برای مردم خوب و دوست داشتنی نوفرست توضیح بدهیم .

دوستان گرامیم راستی فراموش کردم از وضعیت کالاهای به قول دوستمون تعاونی عرض کنم که ما تابحال تمام کالاهای تعاونی توزیع شده در سراسر کشور را بموقع به تمام روستا ها حمل و توزیع نموده ایم در غیر اینصورت می بایست کوپن های اعلام شده نزد خانواده ها موجود وتاریخ اعتبار آنها گذشته باشد که اینطور نیست.ضمن اینکه شب عید هم حدود بیست تن برنج تنظیم بازار بین روستاهای مربوط به شرکت توزیع شده است.البته بازهم عرض میکنم می شود بهتر از این کارکرد و این مردم بیشتر از این ارزش دارند و چنانچه کوتاهی صورت گرفته از همه عذر خواهم هر چند معتقد هستم برای کارکردن باید بستر کار هم آماده باشد یا بقول معروف ابزار کار لازم است.و همین جا برای مدرعامل آینده شرکت آرزوی موفقیت و کامیابی را دارم.

درنهایت در خصوص گفته هایم دوستان عزیز خیلی راحت می توانند به دفتر شرکت مراجعه تمام اسناد و مدارک را از نزدیک بینند چنانچه اشکال و ایراداتی هم گرفتند لطفی در حق شرکت نموده اند تا اشکالات برطرف و انشا’لله  به کمک هم بتوانیم یک شرکت نمونه بسازیم .

در نهایت از بیان صحبتهایی که در بالا توضیح دادم اصلا" خوشم نیامد و اگر در سایت ذکرشده از خانواده ام صحبت نمی شد باز هم راضی نمی شدم این صحبتها را بکنم چون احساس میکنم خودم را با گفتن این حرفها تحقیر کرده ام و این کارها در برابر کسانیکه از جان و مال خود گذشتند تا دور به دست من و شما بیافتد پشیزی ارزش ندارد.

ضمنا" چون سایت آقا داود دچارمشکل بود یا اشکال شاید از من بود نتوانستم آنجا نظر بذارم لذا به این وبلاگ بسنده کردم ...

در پایان هم اگر دکتر واعظ مطالب این حقیر را مرور می کنند به ایشان خالصانه عرض ادب میکنم و اظهار میدارم که حسابی دلم برایشان تنگ شده چرا که ما از کوچکی با هم بزرگ شدیم و حتی فوتبال را هم از زمین شیله و زمین  پشت قلعه که حدود یکماه همه ما مثل کارگر آنجا کارمیکردیم شروع کردیم و اقرار کنم ایشان یکی از بهترین فوتبالیستهای آن زمان بود که این قطعه شعر را تقدیم ایشان و خانواده محترمشان میکنم:

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

                     هرکجا هست خدایا بسلامت دارش